|
|
جمع بودیم |
|
|
پریشب پیش نیمو بودم. چقدر خهوش گذشت. در مورد خودکشی و خدا حرف زدیم. پیتزا مخلوط و سیبزمینی و سالاد و سون آپ خانوده خوردیم، چای داشتیم با یه عالمه سیگار که نیمو هنرمندانه میپیچید. فال حافظ گرفتیم. در مورد س.ک.س حرف زدیم و گربه ها و شکستن پای نیمو و بعد بندر هم زنگ زد و قرار شده این یا هفته ی بعد بیاد شمال پیش من. عالی بود. عالی. ممنون نیموی خوشگل من. می را
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/23ساعت 10:15  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
توضیح |
|
|
همه چیز بین من و دختری به نام سارا تموم شده. تمام اون دلتنگی های مسخره، فریادهای بی فایده، بی قراری های بچگانه.. همه تموم شده و جاش یه سردرد وحشتناک نشسته که با دیدن یه دختر جدید تیر می کشه. نمی دونم این فاز چفدر طول می کشه ولی طبیعت میگه برای مردا حدود دو تا سه روز!
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1390/09/23ساعت 10:12  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
خسته م.. |
|
|
خسته م. به اون خدایی که نمی پرستن خسته م...
|
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 1390/09/13ساعت 23:2  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
باز روز شد، باز دردسر شروع شد.! می را |
||
|
2
نوشته شده در شنبه 1390/09/12ساعت 13:1  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
قربون خدا برم اونقدر منو ساده لوح آفریده که فکر می کنم منتظرم می مونی! هه!
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1390/09/08ساعت 6:45  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
خوابتو می دیدم: با هم روی یه تشک ابری روی یه رودخونه ی هندی خوابیده بودیم. لعنتی، بگو اسمت چیه؟ :(
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1390/09/07ساعت 15:44  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
ّرای دخترای وسط کلاس |
|
|
اگه نمی تونین جلوی خودتونو بگیرین، وقتی پسرای کف کرده انگولکتون کردن شاکی نشید. اگه می خواید یهخ خط در میون کس شر بلغور کنین، برین یه مدرسه ی دیگه. وگرنه مث بچه ی آدمیزاد حجابتون رو رعایت کنین تا یه مرد که شاشش کف می کنه بیاد بگیردتون. بعدش هم که رفتید خونه ی بختتون خودتونو بدبخت نکنیند. این که مجازه تا 4 تا حکمت داره کس مشنگ! گه خوردی. ببند برو شاشتو بکن. بیشرف بی ناموس. اگه ناموس داری روسریتو درس کن. نداری برو اونور آب بده. افتاد؟ میرا
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه 1390/08/21ساعت 4:53  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
بذار آروم بمیرم. خسته شده م. از آدما خسته ام. از تک تک تون خسته م. خسته ترم نکن. بذار آروم بمیرم.
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 1390/08/20ساعت 1:20  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
عصبانی ام |
|
|
لطف کنین به پل و پام نپیچین. یه جاییتون زخم شد نگین نگفتما. D: میرا
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 1390/08/20ساعت 0:18  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
ٍEverything's gonna be alright -everything.
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1390/08/19ساعت 14:34  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
برادرم |
|
|
- حالا من با این دردی که بهم هدیه دادی چه کنم؟ حالا کجا آواره شم؟ حالا فریادمو تو کدوم بالش خفه کنم؟ .. - آروم زیر لب بخون: مرد برای هضم دلتنگیاش گریه نمی کنه، قدم می زنه.
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1390/08/19ساعت 10:23  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
برای برادرم |
|
|
I'm not afraid to fall If You're the one who catches me [from "Fall" by Jonas Brothers in the "Jonas L.A." Album]
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1390/08/19ساعت 9:7  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
اینو واسه دختری وسط کلاس نوشتم |
|
|
تو طبله ی داروهام دنبال یه چیزی می گشتم سردردم خوب شه که یه چی پیدا کردم. فک کنم به دردت می خوره. یه نسخه است که یه دوست عزیز یه روز برام پیچید- همون روزی که می خواستم خودمو بکشم. نسخه می گه: دست به هیچ چی نزن. کتاب نخون. فلسفه بافی نکن. بهشت و جهنم رو فراموش کن. زیر خورشید دراز بکش. چشمهات رو ببند و کمی خیام از شاملو بشنو. امیدوارم.. کلا امیدوارم مثل حالا خوب و آروم باشی. [لبخند] برای دختری وسط کلاس
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1390/08/19ساعت 9:4  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
می خوریم! |
|
|
خوبی موبایل تو جایی که آزادی کافی نیست اینه که هر گهی دلت خواست می تونی بخوری و بعدشم بی ترس از عقوبت بزنی زیر همه چیز. آی لاو یو تکنالوجی!
|
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1390/08/19ساعت 7:28  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
Shit Happens [from a bumper sticker in "Forrest Gump" movie] می را
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1390/08/18ساعت 23:36  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
Mission |
|
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1390/08/18ساعت 12:42  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
برای برادرم |
|
|
هر جای دنیایی دلم اونجاست من کعبه مو پیش تو میسازم من پشت کردم به همه دنیا تا پیش تو سجاده بندازم میرا |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1390/08/18ساعت 12:28  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
کاش می شد دوباره شما دو تا رو یخ بزنونم!!! می را
|
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1390/08/10ساعت 7:37  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
نمی دونم پست قبلیو کدومتون نوشتین ولی سوال خوبیه: واقعا آدم برفی ای وجود داشت؟ یا سه نفری داشتیم ادا در می آوردیم؟ یا دو نفری ادا در می آوردیم؟ یا فقط یکیمون ادا در می آورد؟ هان؟ بگید. کجا رفتین؟ چرا اینجا رو فراموش کردین؟ یالا. بپرین بالا. یه چندتا صندلی سراغ دارم آتیش خورشون ملسه ها. بدوید. میرا
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه 1390/08/06ساعت 15:9  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
هیچ خبری از 3 تا آدم برفی نامناسب نیست. دلم گرفته. میشه رفت و همه چیو فراموش کرد، اصلا مگه آدم برفیی هم بود؟ بیشترش تقصیر میرا بود که اینجوری شد. |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 1388/10/20ساعت 18:25  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
| برای میرا که دیگه نمی نویسه... | ||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 1388/07/12ساعت 4:25  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
به کوین و صبا :
خیلی بی ظرفیت و نامرد و نازن هستید. قلبم رو شکستید بی مراما! |
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 21:16  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
قانون هفتم |
|
|
قانون هفتم:
خدا بزرگه.
قربان همه میرا |
||
|
2
نوشته شده در یکشنبه 1388/02/06ساعت 22:22  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
It's all about this damn time thing. If only I could stay out of the stream of time. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/15ساعت 17:6  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
| خواهش می کنم. میشه حرف نزنیم؟ میشه فقط نگاه هم کنیم؟ لطفا؟ | ||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/15ساعت 17:5  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
به یاد سیمور لیپشوتس |
|
|
- من شمع دوست دارم. تو شمع دوست داری؟ - شمع؟! آره! چه خاطره ها و هوس هایی رو که به یادم می آره. می را |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13ساعت 19:2  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
دودم بده! |
|
|
مدتیه تو کف یه سیگارم که یه ذره مزه ی سیگار بده. تو روح این دخانیات قلابی که به خورد ما خلق معتاد میدن! البته اگه همچه سیگاری به کف اومد هم باز صد حیف که جای امنی نیست که بشینی و کیف کنی تو نشئه ش!! می را |
||
|
2
نوشته شده در سه شنبه 1387/12/13ساعت 16:20  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
|
|
|
حال شما؟ احوال شما؟
می را |
||
|
2
نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت 18:53  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
Memorable Bumper Sticker Qoutes |
|
|
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه 1387/10/30ساعت 1:54  توسط یکی از ما سه تا |
|
||
|
|
!Log Out |
|
|
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه 1387/10/28ساعت 19:7  توسط یکی از ما سه تا |
|
||